ke82rqebucyt4cf2skbr

من خوبم فقط کمی دلتنگم و این بهار را دلگیرم مثل من حال و هوای سرودن ندارد تو کجایی…؟ حس دلتنگی درد دوری را سخت میکند همان پرنده ی بی آشیانه ام هنوز باران بهاری ببار من خوبم شاید بهتر از این نمیتوانم باشم و مهر سکوت میزنم بر لبانم[…]

حس دلتنگی

79

دستی بکش روی پیراهنم دلتنگی را از جانم لخت کن لباسی دیگر اندازه ی دل نیست با لبخند تو مستم ُ جامی بگردان که در بغض فرو خورده ات سکوت می رقصد حرفی از بودن خودت بزن این دل دیوانه است چه غمگین و چه شاد برایت می رقصد تو[…]

رقص بی تو

همان جایی که رفته بودی تنها تر از خلوتی که با تو داشتم اشکهایم غصه ای را تلخ میخوردند همان جایی که رفته بودی گوشه ای دنج دورتر از خیالت آرام نفس میکشم به یادت روزها ماه ها شاید سالهاست دیر میگذرد زمان جدایی تو آمدی … ! نیمه شب[…]

دیر امدی

44566

گاهی به اشتباه خواب تو را میبینم کابوس تنهایی من شبیه نام و نشان توست گاهی اسم تو را بارها به اشتباه صدا میکنم و عادت فراموشی تو همیشه تکرار تلخ ترین حادثه هاست برای من گاهی گریه بعض می شود نه میبارد … نه حرف میزند و کاری به[…]

به اشتباه

موهای پریشانم باز تاب میخورد بر سر انگشت خاطرات روی شانه هایم و میان باد … پری مثل تو را باید جست در مه زاد صبح دم میان ابرهایی که نزدیک به هوای زمین اند نمیبارد، آرام محو میشود یک شبنم سرد روی گلبرگی مینشیند تو را باید پیدا کرد[…]

دلتنگم

نگران نباش کسی نگران حال من نیست این روزها آفتاب هست اما من خورشیدم را گم میکنم و باز دلم بارانیست من هر روز بی سایه تنهایی خود را قدم میزنم دست دلتنگی هایم را محکم نگه میدارم تا تنها دلخوشی هر روز بی خورشیدم همین گلایه های عاشقانه ام[…]

روزی که آفتاب هست و شبی که مهتاب

رفت بی معرفت رفت اشک خودش چکید خودش آمد خودش جای خالیت را بدرقه می کرد بمان مرا اندوه… مرا بغض… مرا درد – نـــــــه بایـــد رفـــــت… رفت… دل ، دلزده از عشقت درد کشید خودش رگهایم را به گلویم می فشرد گاهی تقدیرت چنین میخواهد برو… ، و به[…]

اشک می چکد

005

شب ، نقابی از ستاره می زند و ماه نیمه لبخند شب که می رسد درخیال تو تمام میشود بودنم مسافر رها شده به تو فکر میکنم ماه مرا دنبال میکند در سفرم رو به راهی که تو رفته ای گاهی دلگیر تر از آنم پشت نقاب شب فصل سرد[…]

نیمه لبخند ماه

خوابیدی هنوز کنار آغوش گرم خیالم همین نزدیک اطراف ترک خوردن مهتاب ترانه ام باش امروز کنار آوای باران پاییزم همین نزدیک اطراف تب خواستن خودت ابری باش حالا که آسمان میخواهد پاک باشد تو اشکهایت را پنهان نکن ببین من از همان نزدیکی دریا قطره ای از بارانم و[…]

ترانه ی باران

حس سرودن شعرهایت زیبا تر از پیش است نمیدانم برای تلخی رفتن من است یا نگاهی را دوست داشتی و رفته است…! بخوان که صدایت عاشقانه تر شده است نمیدانم برای بغض بی خداحافظی من است یا صدایی سلامی را بی جواب گذاشته و رفته است…! برو کوله باری ببند[…]

عادت

fh19nklq0qlw832q5we5

اینجا که ساحل تنهایی تو نیست قایقت را بردار اینجا به جز اشک های من بارانی نمی بارد بر تن زخمی تو اینجا ابرهایش وقتی می بارند نم نم بر روی دستانم لمس میشود لحظه ی دیدن تو نه این که بخواهم منکر همه چیز باشم نــــــــــــــه نیستم و هنوز[…]

دل سرد

آتش گرفت هر چه گناه بود پری آتش بزن پری مثل که من پاک از گناهم ققنوس سرخ چشم برای این دردهای بی درمانم اشک تو برایم مرهمیست آوازی بخوان با شعر هایم با صدای عاشق و مستت تو میروی به اوج می رسی و مرگ آخر قصه ی ما[…]

ققنوس

11721139_807176982722993_201655089_n

فقط خیالم تو را میداند تو را می فهمد چه بی هوا سرم شلوغ است چه با غصه دلم ضربان قلب را مینوازد با تو که باشم دلم حوس میکند همیشه بمانی … خواب های من شیرین است یا خیالهای واهی تو را داشتن میان این همه واژه خواستن …[…]

خیال دور

سیده پریسا میرنظامی

همیشـ ــ ــه این طـ ــ ـــور پوسیده ام یا که خـــ ــ ــــود را دوباره متـــ ــ ـــولد خواهــ ـــ ــم شد نمیدانــــم چـ ــــ ــرا هر روز در غــ ــــ ــربت گریه هایم تنـ ــ ــها…باید بمانــ ــ ــ ـــ ـم! … همیشه این طــ ـ ـــور غمگینـــ[…]

احساس من

سیده پریسا میرنظامی " پری مثل

مادر تو مثال خورشیدی گرم و تابانی زیبایی و همیشه نگران تمام غصه های من … تو مثال ابرهایی پر برکت است دستان تو وقتی که لمس میکنی تب گونه هایم را آب میشود دلم … مادر تو عاشقی و حضورت همیشه عاشقانه است من از تو آموخته ام مهربانی[…]

شعر مادر

001

من عاشق تو هستم حالا… هر چقدر بگویند نباشــ آری تو هم عاشقانه با دلم باشــ با من بساز بی قرارم هنوز وقتی دلم بی پر از تپش هایش پرواز میکند به سوی عشق تو که میدانیــ عاشقانه تو را دوست دارم حتی بیشتر از وجود خودم حالا هر چقدر[…]

حرف عاشقانه

004

غریبم اینجا…، اینجا میان آدمها… بین زمین و آسمان آه ای رهگذر… تو هم بر خلوت خیال ما جای خود را خالی نمی بینی دلتنگم اینجا…، اینجا میان آدمها… بین خودم تا آن ها ای فاصله… تو شرط انتظارم خواهی ماند تا کجا؟ تاریکم اینجا … اینجا میان آدمها… بین[…]

ولی افسوس

005

به یاد تو ام فاصله ایست میان ما شاید راه دوری نیست و مهم دلهاست می دانم که مرا نمیشناسی و من خاطره ای فراموش شده ام همان غریبه ای که تو را عاشقانه دوست داشت تو را می دید تو را گم کرد تو را میخواست و تو همان[…]

یادی از تو

خسته می شوم از بس به هر سو دنبال ردپاهایت میگردم خیالی نیست مگر گم شدن خودم! در خلوت تاریک من شاید تو را هم گمراه میکند حرف های بیهوده یا شاید تو خودت را برای من پنهان… این همه ستاره برایت میدرخشد تو میدانی ماه منی؟ میخواهم برایم از[…]

آن سوی تاریکی

1475

خوشحالم که خرچنگ میز شام شما نیستم خوشحالم که شراب ناب چند ساله مزه دهان شما نیستم خوشحالم که لبهایم توان حرف زدن و گفتار را دارد خوشحالم که می توانم لبخند بزنم می توانم قوی باشم می توانم با همین لبخند هر از چند گاهی بنویسم و اپرا گوش[…]

خوشی های بی وقت

658

شاید خیلی باهوش نباشم اما دقیقم واسه کارایی که انجام میدم از قبل فکر میکنم واسه نوشتن وقت میزارم ، خط خطی میکنم دوباره شروع میکنم واسه دوست داشتن دل میبندم و دل بجاش گرو نگه میدارم واسه هر قدمی که بر میدارم تلاش میکنم واسه رفتارت حساسیت نشون میدم[…]

از پیچا

ا5

باید حواسم را خوب جمع کنم تا دیگر حواس پرت نباشم … همیشه این طور است …! نه .. شدنی نیست بارها چیزهای مهم یادم می رود این که امروز خوب باشم و شب به موقع بخوابم و صبح فردا دلتنگ کسی نباشم یادم می رود گاهی تو را ندارم[…]

غرق می شوم

ا4

نصف و نیمه شده ام پراکنده مینویسم مثل پرنده ای که منتظر جفتش باشد و بیخبر …، او دیگر باز نمیگردد … ، که او را با تیرکمانی کشته اند انتظار میکشم…، لانه را ترک میکنم …، آواره ام…، چرا مرا تنها گذاشته … ؟ هراسانم از این شاخه به[…]

مثل پرنده ای

145

به تکرار روزمرگی از سر عادت از دور تو را میبینم پیراهن لاجوردی به تن داری شبیه دریا نیستی …، شبیه باران هم نیستی وقتی در باران ایستاده ای چهره ای تار از تو نمایان است وقتی که نزدیک میشوی پیراهت بوی دریا میدهد و من انگار که ابری از[…]

لاجوردی آسمان

007

این را اول نوشته ام … ۱ ) دلم برای صدای خنده هایت از دور هم تنگ شده دلم برای دست کشیدن روی چشمهای سیاهت تنگ شده دلم برای درد دلهایت برای بغض سنگین نگاهت تنگ شده دلم برای خلاصه در کلمه حرف زدنت در را گشودنت ، آمدنت تنگ[…]

فقط تو را به زبان مادریم صدا میزنم

ح4

همیشه میپنداشتم قدمهای سرگردانم به تسلای راهی آرام خواهند گرفت همیشه قسمتهای خوب زندگی شبیه حلزونی محزون مرا کند در آغوش کشیدند و با شتابی همچون عقابی تیز که صید میکند از هر چه به چشم او رد میشد گذر کردم اما غافل از آنکه شادی مرا در چشم بهم[…]

ماهی سرخ لبخند م

002

مرگ بی امان جانت را میگیرد وقتی بگوید اگر تو هم نبودی عشق بود دلداریش میدهم و دلدارش نیستم لبخند می زنی آنقدر شیرین، هر که نداند فکر میکند نبضت تا همیشه همین گونه خواهد زد و تو با چشمهای ناباورانه به او نه به خودت نگاه کنی…! من شاعر[…]

چقدر مرگ شیرن است

001

چه خوب میشد اگر شبها بدون فکر و خیال خوابم میبرد چه خوب میشد اگر آینه خودش صورتم را میشست چایی خودش دم میکشید ، ظرف نقل همیشه خودش پر بود چه خوب میشد …! اما هنوز کسی هست که شب فکر و خیالش تمامی ندارد به عادتش صبح دقیقا[…]

اما هنوز کسی هست

002

دیشب خواب دیدم در یک مکان آشنا گم شده بودم دیشب خوابم روشن بود و شتابان به سوی نور می دویدم به کجا … هراسان می دویدم …! بخاطر چه کسی …! هل شده بودم لابد بخاطر اینکه لحظه ای گم نشوم گم شده بودم ندیدمت … ندیدمت بیدار شدم[…]

ندیدمت

12

لبخند تو ساده مثل روییدن گل در دل سنگ است لبخند تو اشتیاق چشمهای نابلد من به گریستن است نگاه تو مشتاق میکند مرا بر لبم برویانم لبخند از سر دلتنگی جهان آشوب میشود بیا و لب بگشا نباشی سیل میشود جاری … در عکسشان با عشق من لبخند میزند[…]

دلواپس