122625-14022255_1080599652027424_2607699761714319220_n-1

بار دلتنگی ام از روی دوشم افتاده توی کوچه ی شما می گوید مردم کوچه انعکاس نور چشمهایشان مات شده و لبخندشان درخشش دندان نمای همیشگی را ندارد سلام و احوالپرسی ها خیلی سطحی و بی تعارف و گذراست می گویم اینها را می بینی …! می بینی …! بار[…]

بار دلتنگی

2349ae980ff92275ce9bf9d7ef1539b1

چیزی بگو کلمه ای بنویس اصلا نخوان چه نوشته ام فقط بیا ببین شاخه گلی که فرستاده بودی لابه لای دفترم پر پر شده …/ این روزها بین صدای عزادارن و تیرگی اندوه باری که از آدمهای اطراف به دلم زخم میزند یاد دستهای کوچکم برای دعا خواندن و یاد[…]

کلمه ای بنویس

fxeuh2udu9e8a7ygk

سلام ببخشید راستی اسم کوچک شما چه بود …! از آن روز که شما را دیده بودم چقدر گذشته است… – سلام حتما اشتباهی شده…! اوه بله اشتباه شد شما چقدر شبیه کسی هستی که همیشه من را بهتر از خودم می شناخت من نمیتوانستم هرگز کمی شبیه او باشم[…]

از پیچا/ میشناختمش

k8mw_12065849_873202042787153_980275738749542878_n

گربه نارنجی پارک از دور می آید می نشیند کمی آن طرف تر گربه نارنجی پارک چشمهایش دو تیله روشن و سبز شبیه بهار است و آن خط های مشکی کمرنگ بدنش سایه روشن نور به تابستان است نیمه ای از بدنش شبیه برگ های پاییزی نارنجی و طلایی است[…]

از پیچا / گربه نارنجی پارک

965

همه چیز سر جای خودش بود… شهر ، خیابان ، خانه ، اتاقم ، میز دفتر شعرهایم در کمد و یک استکان قهوه این بار چیزی تغییر کرده بود قهوه ام دیگر سرد نیست… لبهایم سوخت همه چیز سر جایش بود هنوز… خاطرات تلخ ، ذهن پریشانم ، آفتاب دم[…]

به خودم باز نمی گردم

5y7tfl34604kj86pj1

خوابهایم را با ریسمانی به آسمان بافته ام اما… این آسمان رنگ نمی بازد نه به شب های سیاهش… نه سحر وقت طلوعش مهربانم چه شد…؟ غمگینی…! زمین سرد است…! خاص باید باشد… نوری از جنس هوای داشتنت چشمهایم آرام نمیگیرند… دلم بی قرار است این روزها و این شب[…]

نور امید

44566

گاهی به اشتباه خواب تو را میبینم کابوس تنهایی من شبیه نام و نشان توست گاهی اسم تو را بارها به اشتباه صدا میکنم و عادت فراموشی تو همیشه تکرار تلخ ترین حادثه هاست برای من گاهی گریه بعض می شود نه میبارد … نه حرف میزند و کاری به[…]

به اشتباه

خسته می شوم از بس به هر سو دنبال ردپاهایت میگردم خیالی نیست مگر گم شدن خودم! در خلوت تاریک من شاید تو را هم گمراه میکند حرف های بیهوده یا شاید تو خودت را برای من پنهان… این همه ستاره برایت میدرخشد تو میدانی ماه منی؟ میخواهم برایم از[…]

آن سوی تاریکی

1475

خوشحالم که خرچنگ میز شام شما نیستم خوشحالم که شراب ناب چند ساله مزه دهان شما نیستم خوشحالم که لبهایم توان حرف زدن و گفتار را دارد خوشحالم که می توانم لبخند بزنم می توانم قوی باشم می توانم با همین لبخند هر از چند گاهی بنویسم و اپرا گوش[…]

خوشی های بی وقت

ا4

نصف و نیمه شده ام پراکنده مینویسم مثل پرنده ای که منتظر جفتش باشد و بیخبر …، او دیگر باز نمیگردد … ، که او را با تیرکمانی کشته اند انتظار میکشم…، لانه را ترک میکنم …، آواره ام…، چرا مرا تنها گذاشته … ؟ هراسانم از این شاخه به[…]

مثل پرنده ای

007

این را اول نوشته ام … ۱ ) دلم برای صدای خنده هایت از دور هم تنگ شده دلم برای دست کشیدن روی چشمهای سیاهت تنگ شده دلم برای درد دلهایت برای بغض سنگین نگاهت تنگ شده دلم برای خلاصه در کلمه حرف زدنت در را گشودنت ، آمدنت تنگ[…]

فقط تو را به زبان مادریم صدا میزنم

ح4

همیشه میپنداشتم قدمهای سرگردانم به تسلای راهی آرام خواهند گرفت همیشه قسمتهای خوب زندگی شبیه حلزونی محزون مرا کند در آغوش کشیدند و با شتابی همچون عقابی تیز که صید میکند از هر چه به چشم او رد میشد گذر کردم اما غافل از آنکه شادی مرا در چشم بهم[…]

ماهی سرخ لبخند م

002

مرگ بی امان جانت را میگیرد وقتی بگوید اگر تو هم نبودی عشق بود دلداریش میدهم و دلدارش نیستم لبخند می زنی آنقدر شیرین، هر که نداند فکر میکند نبضت تا همیشه همین گونه خواهد زد و تو با چشمهای ناباورانه به او نه به خودت نگاه کنی…! من شاعر[…]

چقدر مرگ شیرن است

001

چه خوب میشد اگر شبها بدون فکر و خیال خوابم میبرد چه خوب میشد اگر آینه خودش صورتم را میشست چایی خودش دم میکشید ، ظرف نقل همیشه خودش پر بود چه خوب میشد …! اما هنوز کسی هست که شب فکر و خیالش تمامی ندارد به عادتش صبح دقیقا[…]

اما هنوز کسی هست

002

دیشب خواب دیدم در یک مکان آشنا گم شده بودم دیشب خوابم روشن بود و شتابان به سوی نور می دویدم به کجا … هراسان می دویدم …! بخاطر چه کسی …! هل شده بودم لابد بخاطر اینکه لحظه ای گم نشوم گم شده بودم ندیدمت … ندیدمت بیدار شدم[…]

ندیدمت

12

لبخند تو ساده مثل روییدن گل در دل سنگ است لبخند تو اشتیاق چشمهای نابلد من به گریستن است نگاه تو مشتاق میکند مرا بر لبم برویانم لبخند از سر دلتنگی جهان آشوب میشود بیا و لب بگشا نباشی سیل میشود جاری … در عکسشان با عشق من لبخند میزند[…]

دلواپس

04

بیا با من در یادم قدم بزن تا دریا سفری کن با صدای گوش ماهی ها بایست از این نزدیکتر غرق می شوی همین حوالی ساحل و سنگچین شنا ممنوع است دستم را بگیر به تو یاد میدهم قدم بزنیم و به ماهی های آزاد فکر کنیم به تورهای رها[…]

نا خدای دریا

thumb_HM-20136671220997556811409384688.351

فروردین الهه ی لبریز به شوق شکوفای چشمان تو است اردیبهشت تمثیل پیراهن پردیس دختران شاد و خرداد دلهره ی پریشانی بازی باد با شیطنت موهای من حالا تو بگو بهار را در مچ کدام دستت پنهان کرده ای کدام فصل بارانی به دیدار من می آیی بهار که به[…]

به انتظار

897

زمستان پوست ترک خورده من است زمستان خواب خرگوشها و لاکپشتهای آن طرف برکه است که هیچ وقت نفهمیدند چقدر هوا میتواند گرفته باشد چقدر برف میتواند همه جا را سفید کند چقدر من میتوانستم کنار تو بخندم و اینکه چقدر زمستان به هوای لبخند تو گرم میشود دلم آب[…]

سرگرم باریدن

895

عکس مرا کنار دریا میبوسد و نمیداند آن زن روی تکه سنگی ایستاده ، در لحظه خودش نیست کودکی غرق تماشای دنیاییست که از زمین تا آسمانش آبی محض است از افق از عمود از هر طرف ، یک رنگ آبی عکس مرا میبوسد و هیچ وقت نمیتواند مرا حدس[…]

یک رنگ آبی

98

شاید اینبار به فکر تو با دستان تو مینویسم تمام خستگی هایت را آویزان کن به بند دلم می رویم گوشه ای دنج دورتر از خیال دنیامان هوای دگری از همان در همیشه ناپیدا ما را بیدار بیخوابی میکند شب چرا میگذرد چرا وقتی که هست و باید باشد زمان[…]

هوای دگر

0gja2itkzqk8

دیگران مرا به اسمی که او دوست داشت صدا میکردند آنها رفتنش را نفهمیدند … و عذاب کلمات بر گفتار آنها در واژه های اسمم هر روز تکرار میشد …/ پری مثل و عکس

اسمی به زبان او