122624-12525638_947803471993676_601925588377176546_o

کاغذ های دفترم را با شعر خط خطی و مچاله میکنم هر از گاهی دلتنگ که می شوم شعر هایم را می آورم توی این اتاق تاریک و برای شما شعر سپید میخوانم …/ نویسنده : پری مثل ” سیده پریسا میرنظامی

شعر سپید

14111_216

چیزی درون قلب تپنده من است که مدام اوج میگیرد من خانه ای را دوست میدارم با پنجره های زیاد دوست دارم دیوارهایش را نقاشی کنم مثل کودکی که بعد از یک کار عجیب دستهایش را پنهان میکند میگویم نه این ها را من اینجا روی این دیوار نقاشی نکشیده[…]

گلهای میخک

____20120922_195545034455

دوست دارم موهایم را رنگ سرخی بزنم مثل همان لاکی که مادرم برایم خریده بود و میگفت این رنگ بوی نوستالژی می دهد دوست دارم موهایم را رنگ سرخی بزنم مثل خون انگشتم که بی هوا با چاقوی آشپزخانه بریده بودمش که دستم را فشردی ، که بوسیدی ، که[…]

104

کلاغ ها همراه طوفان دیشب بیدار شده بودند من اما خواب بودم از صدای رعد و چشمک آسمان خودم را گرم در ملافه پیچیده بودم کلاغ ها زودتر از همه خبرچینان صبح بخیرم را گفتند بیدار که شدم تیرگی آسمان از نور کمرنگ روی ساعت دیواری پیدا بود بیدار که[…]

از کلاچ …، بعد طوفان دیشب

ot64_ccc_(4)

از کودکی بنویسم : معلم موضوع را میگیفت که فلان است و انشا بنویسید حالا… قدرت تخیلاتم آنقدرها بود که بتوانم از تابستان خود را چگونه گذرانده اید زمین و زمان را ببافم و بنویسم و تشویقم کند میخندم اعتراف میکنم آن وقتها از خواندن چیزهایی که نوشته بودم لذت[…]

از کودکی تا دندان عقل

dd

و فروغ میگفت : کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد و من می گویم بی آشیانه بودم فروغ جان تو را به این متن که نوشته ام مهمان میکنم باشد …! تعارف که نداریم این بار مهمان من …/ به درگاه آسمان…، این آبی بلند به ظاهر بی[…]

انعکاس در آیینه

11

شتابان می دوم به سوی تو…، و همه چیز را رها میکنم حتی خود لحظه را …، همه چیز را از خودم جدا میکنم در گوشه ای از حیاط ایستاده ای چشمهایت را بسته ای سکوتت خلوت مکان را خلاصه میکند در آشوب دوست دارم حرف بزنیم بیدار شو لطفا[…]

پست ۱۰ از پیچا

658

شاید خیلی باهوش نباشم اما دقیقم واسه کارایی که انجام میدم از قبل فکر میکنم واسه نوشتن وقت میزارم ، خط خطی میکنم دوباره شروع میکنم واسه دوست داشتن دل میبندم و دل بجاش گرو نگه میدارم واسه هر قدمی که بر میدارم تلاش میکنم واسه رفتارت حساسیت نشون میدم[…]

از پیچا

ا5

باید حواسم را خوب جمع کنم تا دیگر حواس پرت نباشم … همیشه این طور است …! نه .. شدنی نیست بارها چیزهای مهم یادم می رود این که امروز خوب باشم و شب به موقع بخوابم و صبح فردا دلتنگ کسی نباشم یادم می رود گاهی تو را ندارم[…]

غرق می شوم

ا4

نصف و نیمه شده ام پراکنده مینویسم مثل پرنده ای که منتظر جفتش باشد و بیخبر …، او دیگر باز نمیگردد … ، که او را با تیرکمانی کشته اند انتظار میکشم…، لانه را ترک میکنم …، آواره ام…، چرا مرا تنها گذاشته … ؟ هراسانم از این شاخه به[…]

مثل پرنده ای

145

به تکرار روزمرگی از سر عادت از دور تو را میبینم پیراهن لاجوردی به تن داری شبیه دریا نیستی …، شبیه باران هم نیستی وقتی در باران ایستاده ای چهره ای تار از تو نمایان است وقتی که نزدیک میشوی پیراهت بوی دریا میدهد و من انگار که ابری از[…]

لاجوردی آسمان

47

خیال میکنم تو را پیش تر از اینها میشناسم وقتی اولین بار آغوش عاشقانه ای تو را بوسید در کوچه ای از دلتنگی و شوق روحش پر کشیده بود میان سایه ها ، پچ پچ دیگران ، دیوارهای چیده شده تا آسمان دستم را بگیر روحم را لمس کن چشم[…]

سرای غریب

897

زمستان پوست ترک خورده من است زمستان خواب خرگوشها و لاکپشتهای آن طرف برکه است که هیچ وقت نفهمیدند چقدر هوا میتواند گرفته باشد چقدر برف میتواند همه جا را سفید کند چقدر من میتوانستم کنار تو بخندم و اینکه چقدر زمستان به هوای لبخند تو گرم میشود دلم آب[…]

سرگرم باریدن

B612-2015-ff06-14-13-20-38

اول آهنگی که او دوست داشت را گوش میکنی و بعد آهنگی که خودت دوست داری را با بی حوصلگی … آدم چطور میتواند اولویت را در علاقه اویی که دوستش دارد اما نیست قرار بدهد …؟ تفکر : مثلا تو آفتاب را دوست داشته باشی او باران را …[…]

اویی که دوستش داری

89

سایه های شب بالای سرم میچرخند در خواب و بیداری وشب نبود انگار به بعد ۰۰:۰۰ میگفتند صبح شده است اما همه جا تاریک ، دلگیر ، چقدر شب کوتاه بود چقدر دلتنگی زیاد بود سایه ام بود …! سایه ای از من که سرگردان به دور خود می پیچید[…]

زمان نا معلوم

35

رسم روزگار ما این است من که سالها با غرورم زندگی میکنم و تو ، بدون من … گم نمیکنیم همدیگر را ، داستانمان جدا میشود از دستهای یکدیگر همه میگویند این زمستان فرقی با بهار نمیکند امروز هم باران تا مرز جنون از میان آن همه ابر خودش را[…]

آن ماهی قرمز کو چک

34

در حال خودم بود ه ام در هر حالی که این روها به عادت تکرار میگذشت چرا وقتی به عادت میگذرد اتفاقی هم تو را میخنداند هم باعث اشک ریختن می شود جان ویلیامز عزیز چقدر شنیدن متن این اهنگ بی کلامت برای من گرامیست ” اولین قطعه از آلبوم[…]

عدالت عشق

56364677173424809597

کاش این همه نبودنت به غروب خورشید ختم نمیشد هنوز میان ابرهای تیره تری بالای سرت زندگی میکنم میان ابرها منتظرم تا شاید به یاد من بی افتی کمی انتظار بکشی کمی صبر داشته باشی سرت را بالا بگیر مرد هوای گریه به چشمانت بالاترین نقطه آسمان پیش من است[…]

بغض دلتنگی

49

میپرسد چه چیزی تو را خوشحال میکند میگویم جدیدا هیچ چیز میگوید مگر میشود هیچ چیز در این دنیا دلیل ساده شادیت نباشد احمقانه جواب میدهم بله در حال حاضر هیچ چیز شاید اگر کمی زمان به عقب باز میگشت چند چیز وجود داشت اما حالا … شاید اگر زمان[…]

دلیل ساده خشنودی

qgxori92edr6

میگوید وقتی میخوانمت همه اش انگار یکی رفته است انگار او دیگر نیست نمیداند ، نمیفهمد آهنگ بی کلام تا انتها بدون کلامش منتظر هیچ اتفاقی نیست فقط اوج میگیرد و در انتهای ملایمش ختم میشود بیرون بیا از چشمهای خاکستریم از حرفهای نا گفته ام بیرون بیا از ذهنم[…]

خیال دوست داشتنیم

40

کبوتر از لانه بیرون می آید ، نگاهش می افتد به کودک و کمی بدون ترس می نشیند روی شاخه ای نزدیک تر کودک می خندد – هوا بهاری است دختر خندان سلام هوا این دم آخر اسفند نزدیک نو بهاران زیباست لای موهای پریشانت اسپند دود کن به مادرت[…]

کبوتر سپید

1223

بمان کمی حرف بزنیم از هوای معتدل باران و بوی نمور از موریانه ها و دارکوب و آن درخت پیر از شعرهای سپید ختم رو به سیاهی از آفتاب و آن گل پژمرده به نور گلخانه ها گل های زیباتری دارند گیاهان شاداب تری به ظاهر اما تو تزیینی نباش[…]

رنگین کمان

4588

چهره ها از دور آشنایند و از نزدیک غریبه …/ غریبه با صدای تو و ادای کلماتت با لبخندت با چشمها و حالت ابروهایت در خم و اخمهایت و چین پیشانیت غریبه اند جماعتی که فکر میکنی آنها را خوب میشناسی آدم مثل مجسمه عکسی ثابت نیست … تو هم[…]

نوازش

fke6r8q7esgu

نیستم نبودم … هرگز وقتی اومدم حرفاتو بهم بگو نذاری چیزی جا بمونه وقتی اومدم بهم بگو بمون ، نرو بذار باشم … نتونم برم هرگز باشم … نتونم برم هرگز باشم … نتونم برم هرگز باشم … نتونم برم هرگز …/ ” کلاچ پری مثل سیده پریسا میرنظامی

کلاچ

27736163455467235363

خانه ام زیر آب است میان طوفان و عمق وسیع اقیانوس به گمانم اینگونه است اکنون و من ماهیم ماهی آب شور در آکواریوم اشکهایم نیمی از من دریاست نیم دیگر شوق است …/ پری مثل سیده پریسا میرنظامی و عکس تهران / آکواریوم / پارک شهر

اتفاق انتظار نمی خواهد