fxeuh2udu9e8a7ygk

سلام ببخشید راستی اسم کوچک شما چه بود …! از آن روز که شما را دیده بودم چقدر گذشته است… – سلام حتما اشتباهی شده…! اوه بله اشتباه شد شما چقدر شبیه کسی هستی که همیشه من را بهتر از خودم می شناخت من نمیتوانستم هرگز کمی شبیه او باشم[…]

از پیچا/ میشناختمش

1_6b877

می ایستم…، نگاهت میکنم حواست را به جایی دیگر پرت می کنی می روم …، نگاهم را بر می دارم نگاهت را به رفتنم می دوزی …/ نویسنده : پری مثل ” سیده پریسا میرنظامی

از پیچا/ نگاه

y7yy_16_-_1_(1)

دوست دارم کمی آرام قدم بزنم کمی آرام نفسهایم را شماره کنم حرف بزنم ، گوش کنم ، خیره شوم ، بغض کنم … با لحن همیشگی بخندم… اما آرام و آرام و آرام تر از همیشه ام باشم یک نردبان بسازم از بی قراری هایم و به دیوار بلند[…]

شانه امن تو

k8mw_12065849_873202042787153_980275738749542878_n

گربه نارنجی پارک از دور می آید می نشیند کمی آن طرف تر گربه نارنجی پارک چشمهایش دو تیله روشن و سبز شبیه بهار است و آن خط های مشکی کمرنگ بدنش سایه روشن نور به تابستان است نیمه ای از بدنش شبیه برگ های پاییزی نارنجی و طلایی است[…]

از پیچا / گربه نارنجی پارک

g3hw_12241285_870479209726103_4632126805806798525_n

می ایستم…، نگاهت میکنم حواست را به جایی دیگر پرت می کنی می روم …، نگاهم را بر می دارم نگاهت را به رفتنم می دوزی …/ پریسا میرنظامی

نگاه