36526625228568033801

راستش من دروغ نمیگویم برای خودم این بار شعر مینویسم خوابهای تکراری میبینم و از خواب بیدار میشوم به انگشتهای پاهایم نگاه میکنم سردم میشود دلم ، روحم ، تنم میلرزد راه میروم حرف میزنم سرم گیج میرود به شعله های شومینه نگاه میکنم چای درست میکنم جوشانده میخورم سوپ[…]

تو را هرگز جا نمیگذارم

965

همه چیز سر جای خودش بود… شهر ، خیابان ، خانه ، اتاقم ، میز دفتر شعرهایم در کمد و یک استکان قهوه این بار چیزی تغییر کرده بود قهوه ام دیگر سرد نیست… لبهایم سوخت همه چیز سر جایش بود هنوز… خاطرات تلخ ، ذهن پریشانم ، آفتاب دم[…]

به خودم باز نمی گردم

31

کجاست کاغذهای خط خورده ی من به اسم او باد می آید بار دیگر خاطراتم را مرور میکند آه… کجاست…! پنجره ای که باز نبود…! میان این همه سایه پیدایت نمیکنم ای یاد رفته… بی رنگ و نشان من یک نفر بیشتر نیستم پس او کجاست…! به یاری قلم از[…]

برای او

باران که تندتر میبارید اردیبهشت تمام میشد… اشک خدا بود که میبارید مردی از دروازهای بهشت راهی زمین میشد این ابرهای غمگین به اسم او بارها قسم خورده اند که میبارند گویی غم را با خود خواهند برد و امید دارند باز او به فصل تولدش میرسد… شعرهایم همیشه از[…]

مرد بارانی

5y7tfl34604kj86pj1

خوابهایم را با ریسمانی به آسمان بافته ام اما… این آسمان رنگ نمی بازد نه به شب های سیاهش… نه سحر وقت طلوعش مهربانم چه شد…؟ غمگینی…! زمین سرد است…! خاص باید باشد… نوری از جنس هوای داشتنت چشمهایم آرام نمیگیرند… دلم بی قرار است این روزها و این شب[…]

نور امید

68

چشمهای خیست را به رویا میسپاری اشکهایت از پلکهای بسته هم میگذرد گلبرگهای عاشق دفترم هنوز عطر یاد تو را دارند پری زاد قصه ی تو ام اینجا همه آسوده خوابیدند زمین را نمی شناسم تو راه بهشت را به من نشان بده چشمهای بی خوابم باز بی تاب تو[…]

بی یار در بهار

7200345372nd-wind-2013_450px

در آغوش این آسمان تاریک مهتاب باش که خورشید انعکاس نور چشمان تو ست مردم این شهر دلگیر همه خواب میبینند که بیداری طلوع خورشید فرداست در آغوش این آسمان تاریک … تو هر کجای آسمان هستی برایم مهتاب باش روزهای پریشانم به این معناست که این تنهایی تمام من[…]

تا سپیده

32863663713641548425

سیاه قلم های من پلکی لابه لای سایه روشن ابر و خورشید است زمزمه میشود نام تو در این شعر سپید ای عشق… احساس ناب وجود گرم قلب بی تاب لبهایت را بدوز… تب هایت را بسوز یک لحظه برای تلخی تنهایی سکوت کن در این شب از امروز یک[…]

سکوت تلخ عشق

دنیای درد مینوازد بر زندگی غمگینم خدایا کمی نگاهت چاره ساز است تنهاترین بی نیاز آهنگ دیگری برایمان بنواز تو بهتر میدانی این ساز غمگین است … حتی آرام نمیکند مرا شعرم به حرف اول اسمت که میرسم پریشانم خداوند نوای چاره سازم بزن چنگی به این سازت یک نفر[…]

در پریشانی افکارم او رفت نه حس سرودن دارم نه اشکی برای خالی شدن در این دلتنگی کاش دستی بود واژهایم را می بافت لابه لای موهایم و قلبی بود نفس می کشید از جنس هوای داشتنم تو هستی خدا منکر نمیشود مرا…! فرشته ام مینویسد نامه ای برایت گوشه[…]

واژهای بی کسی

روی سپیدی شعرهایم شاپرکی بال می زد رها… به سوی آسمان ای سبک بال جدا شده از پیله ی تنهایی شاپرک با تو ام …! که خط به خط شعرهایم را میخواندی چه گفته ای به آسمان…؟ … دلم بخند او خبر ندارد از چشمهای غمگینت منم شدم دیگران یادی[…]

انتظار بی پایان

دور تر از باور هفت آسمان است… تو به کدام آسمان می نگری…! من در همین نزدیکی سرگردانم به آسمان بگو خواب می بینم که بیدارم و سقوط کرده ام بار ها در خودم با هر نفس به یادت فکر میکنم به شوق تو از فاصله خواهم گذشت تو به[…]

بیداری

ke82rqebucyt4cf2skbr

من خوبم فقط کمی دلتنگم و این بهار را دلگیرم مثل من حال و هوای سرودن ندارد تو کجایی…؟ حس دلتنگی درد دوری را سخت میکند همان پرنده ی بی آشیانه ام هنوز باران بهاری ببار من خوبم شاید بهتر از این نمیتوانم باشم و مهر سکوت میزنم بر لبانم[…]

حس دلتنگی

79

دستی بکش روی پیراهنم دلتنگی را از جانم لخت کن لباسی دیگر اندازه ی دل نیست با لبخند تو مستم ُ جامی بگردان که در بغض فرو خورده ات سکوت می رقصد حرفی از بودن خودت بزن این دل دیوانه است چه غمگین و چه شاد برایت می رقصد تو[…]

رقص بی تو

همان جایی که رفته بودی تنها تر از خلوتی که با تو داشتم اشکهایم غصه ای را تلخ میخوردند همان جایی که رفته بودی گوشه ای دنج دورتر از خیالت آرام نفس میکشم به یادت روزها ماه ها شاید سالهاست دیر میگذرد زمان جدایی تو آمدی … ! نیمه شب[…]

دیر امدی

44566

گاهی به اشتباه خواب تو را میبینم کابوس تنهایی من شبیه نام و نشان توست گاهی اسم تو را بارها به اشتباه صدا میکنم و عادت فراموشی تو همیشه تکرار تلخ ترین حادثه هاست برای من گاهی گریه بعض می شود نه میبارد … نه حرف میزند و کاری به[…]

به اشتباه

موهای پریشانم باز تاب میخورد بر سر انگشت خاطرات روی شانه هایم و میان باد … پری مثل تو را باید جست در مه زاد صبح دم میان ابرهایی که نزدیک به هوای زمین اند نمیبارد، آرام محو میشود یک شبنم سرد روی گلبرگی مینشیند تو را باید پیدا کرد[…]

دلتنگم

نگران نباش کسی نگران حال من نیست این روزها آفتاب هست اما من خورشیدم را گم میکنم و باز دلم بارانیست من هر روز بی سایه تنهایی خود را قدم میزنم دست دلتنگی هایم را محکم نگه میدارم تا تنها دلخوشی هر روز بی خورشیدم همین گلایه های عاشقانه ام[…]

روزی که آفتاب هست و شبی که مهتاب

رفت بی معرفت رفت اشک خودش چکید خودش آمد خودش جای خالیت را بدرقه می کرد بمان مرا اندوه… مرا بغض… مرا درد – نـــــــه بایـــد رفـــــت… رفت… دل ، دلزده از عشقت درد کشید خودش رگهایم را به گلویم می فشرد گاهی تقدیرت چنین میخواهد برو… ، و به[…]

اشک می چکد

005

شب ، نقابی از ستاره می زند و ماه نیمه لبخند شب که می رسد درخیال تو تمام میشود بودنم مسافر رها شده به تو فکر میکنم ماه مرا دنبال میکند در سفرم رو به راهی که تو رفته ای گاهی دلگیر تر از آنم پشت نقاب شب فصل سرد[…]

نیمه لبخند ماه

خوابیدی هنوز کنار آغوش گرم خیالم همین نزدیک اطراف ترک خوردن مهتاب ترانه ام باش امروز کنار آوای باران پاییزم همین نزدیک اطراف تب خواستن خودت ابری باش حالا که آسمان میخواهد پاک باشد تو اشکهایت را پنهان نکن ببین من از همان نزدیکی دریا قطره ای از بارانم و[…]

ترانه ی باران

حس سرودن شعرهایت زیبا تر از پیش است نمیدانم برای تلخی رفتن من است یا نگاهی را دوست داشتی و رفته است…! بخوان که صدایت عاشقانه تر شده است نمیدانم برای بغض بی خداحافظی من است یا صدایی سلامی را بی جواب گذاشته و رفته است…! برو کوله باری ببند[…]

عادت

fh19nklq0qlw832q5we5

اینجا که ساحل تنهایی تو نیست قایقت را بردار اینجا به جز اشک های من بارانی نمی بارد بر تن زخمی تو اینجا ابرهایش وقتی می بارند نم نم بر روی دستانم لمس میشود لحظه ی دیدن تو نه این که بخواهم منکر همه چیز باشم نــــــــــــــه نیستم و هنوز[…]

دل سرد

آتش گرفت هر چه گناه بود پری آتش بزن پری مثل که من پاک از گناهم ققنوس سرخ چشم برای این دردهای بی درمانم اشک تو برایم مرهمیست آوازی بخوان با شعر هایم با صدای عاشق و مستت تو میروی به اوج می رسی و مرگ آخر قصه ی ما[…]

ققنوس

11721139_807176982722993_201655089_n

فقط خیالم تو را میداند تو را می فهمد چه بی هوا سرم شلوغ است چه با غصه دلم ضربان قلب را مینوازد با تو که باشم دلم حوس میکند همیشه بمانی … خواب های من شیرین است یا خیالهای واهی تو را داشتن میان این همه واژه خواستن …[…]

خیال دور

سیده پریسا میرنظامی

همیشـ ــ ــه این طـ ــ ـــور پوسیده ام یا که خـــ ــ ــــود را دوباره متـــ ــ ـــولد خواهــ ـــ ــم شد نمیدانــــم چـ ــــ ــرا هر روز در غــ ــــ ــربت گریه هایم تنـ ــ ــها…باید بمانــ ــ ــ ـــ ـم! … همیشه این طــ ـ ـــور غمگینـــ[…]

احساس من

سیده پریسا میرنظامی " پری مثل

مادر تو مثال خورشیدی گرم و تابانی زیبایی و همیشه نگران تمام غصه های من … تو مثال ابرهایی پر برکت است دستان تو وقتی که لمس میکنی تب گونه هایم را آب میشود دلم … مادر تو عاشقی و حضورت همیشه عاشقانه است من از تو آموخته ام مهربانی[…]

شعر مادر

001

من عاشق تو هستم حالا… هر چقدر بگویند نباشــ آری تو هم عاشقانه با دلم باشــ با من بساز بی قرارم هنوز وقتی دلم بی پر از تپش هایش پرواز میکند به سوی عشق تو که میدانیــ عاشقانه تو را دوست دارم حتی بیشتر از وجود خودم حالا هر چقدر[…]

حرف عاشقانه

004

غریبم اینجا…، اینجا میان آدمها… بین زمین و آسمان آه ای رهگذر… تو هم بر خلوت خیال ما جای خود را خالی نمی بینی دلتنگم اینجا…، اینجا میان آدمها… بین خودم تا آن ها ای فاصله… تو شرط انتظارم خواهی ماند تا کجا؟ تاریکم اینجا … اینجا میان آدمها… بین[…]

ولی افسوس

005

به یاد تو ام فاصله ایست میان ما شاید راه دوری نیست و مهم دلهاست می دانم که مرا نمیشناسی و من خاطره ای فراموش شده ام همان غریبه ای که تو را عاشقانه دوست داشت تو را می دید تو را گم کرد تو را میخواست و تو همان[…]

یادی از تو