145

به تکرار روزمرگی از سر عادت از دور تو را میبینم پیراهن لاجوردی به تن داری شبیه دریا نیستی …، شبیه باران هم نیستی وقتی در باران ایستاده ای چهره ای تار از تو نمایان است وقتی که نزدیک میشوی پیراهت بوی دریا میدهد و من انگار که ابری از[…]

لاجوردی آسمان

007

این را اول نوشته ام … ۱ ) دلم برای صدای خنده هایت از دور هم تنگ شده دلم برای دست کشیدن روی چشمهای سیاهت تنگ شده دلم برای درد دلهایت برای بغض سنگین نگاهت تنگ شده دلم برای خلاصه در کلمه حرف زدنت در را گشودنت ، آمدنت تنگ[…]

فقط تو را به زبان مادریم صدا میزنم

ح4

همیشه میپنداشتم قدمهای سرگردانم به تسلای راهی آرام خواهند گرفت همیشه قسمتهای خوب زندگی شبیه حلزونی محزون مرا کند در آغوش کشیدند و با شتابی همچون عقابی تیز که صید میکند از هر چه به چشم او رد میشد گذر کردم اما غافل از آنکه شادی مرا در چشم بهم[…]

ماهی سرخ لبخند م

002

مرگ بی امان جانت را میگیرد وقتی بگوید اگر تو هم نبودی عشق بود دلداریش میدهم و دلدارش نیستم لبخند می زنی آنقدر شیرین، هر که نداند فکر میکند نبضت تا همیشه همین گونه خواهد زد و تو با چشمهای ناباورانه به او نه به خودت نگاه کنی…! من شاعر[…]

چقدر مرگ شیرن است

001

چه خوب میشد اگر شبها بدون فکر و خیال خوابم میبرد چه خوب میشد اگر آینه خودش صورتم را میشست چایی خودش دم میکشید ، ظرف نقل همیشه خودش پر بود چه خوب میشد …! اما هنوز کسی هست که شب فکر و خیالش تمامی ندارد به عادتش صبح دقیقا[…]

اما هنوز کسی هست

002

دیشب خواب دیدم در یک مکان آشنا گم شده بودم دیشب خوابم روشن بود و شتابان به سوی نور می دویدم به کجا … هراسان می دویدم …! بخاطر چه کسی …! هل شده بودم لابد بخاطر اینکه لحظه ای گم نشوم گم شده بودم ندیدمت … ندیدمت بیدار شدم[…]

ندیدمت

12

لبخند تو ساده مثل روییدن گل در دل سنگ است لبخند تو اشتیاق چشمهای نابلد من به گریستن است نگاه تو مشتاق میکند مرا بر لبم برویانم لبخند از سر دلتنگی جهان آشوب میشود بیا و لب بگشا نباشی سیل میشود جاری … در عکسشان با عشق من لبخند میزند[…]

دلواپس

04

بیا با من در یادم قدم بزن تا دریا سفری کن با صدای گوش ماهی ها بایست از این نزدیکتر غرق می شوی همین حوالی ساحل و سنگچین شنا ممنوع است دستم را بگیر به تو یاد میدهم قدم بزنیم و به ماهی های آزاد فکر کنیم به تورهای رها[…]

نا خدای دریا

thumb_HM-20136671220997556811409384688.351

فروردین الهه ی لبریز به شوق شکوفای چشمان تو است اردیبهشت تمثیل پیراهن پردیس دختران شاد و خرداد دلهره ی پریشانی بازی باد با شیطنت موهای من حالا تو بگو بهار را در مچ کدام دستت پنهان کرده ای کدام فصل بارانی به دیدار من می آیی بهار که به[…]

به انتظار

47

خیال میکنم تو را پیش تر از اینها میشناسم وقتی اولین بار آغوش عاشقانه ای تو را بوسید در کوچه ای از دلتنگی و شوق روحش پر کشیده بود میان سایه ها ، پچ پچ دیگران ، دیوارهای چیده شده تا آسمان دستم را بگیر روحم را لمس کن چشم[…]

سرای غریب

897

زمستان پوست ترک خورده من است زمستان خواب خرگوشها و لاکپشتهای آن طرف برکه است که هیچ وقت نفهمیدند چقدر هوا میتواند گرفته باشد چقدر برف میتواند همه جا را سفید کند چقدر من میتوانستم کنار تو بخندم و اینکه چقدر زمستان به هوای لبخند تو گرم میشود دلم آب[…]

سرگرم باریدن

B612-2015-ff06-14-13-20-38

اول آهنگی که او دوست داشت را گوش میکنی و بعد آهنگی که خودت دوست داری را با بی حوصلگی … آدم چطور میتواند اولویت را در علاقه اویی که دوستش دارد اما نیست قرار بدهد …؟ تفکر : مثلا تو آفتاب را دوست داشته باشی او باران را …[…]

اویی که دوستش داری

895

عکس مرا کنار دریا میبوسد و نمیداند آن زن روی تکه سنگی ایستاده ، در لحظه خودش نیست کودکی غرق تماشای دنیاییست که از زمین تا آسمانش آبی محض است از افق از عمود از هر طرف ، یک رنگ آبی عکس مرا میبوسد و هیچ وقت نمیتواند مرا حدس[…]

یک رنگ آبی

17

دنیای درد مینوازد بر زندگی غمگینم خدایا کمی نگاهت چاره ساز است تنهاترین بی نیاز آهنگ دیگری برایمان بنواز تو بهتر میدانی این ساز غمگین است … حتی آرام نمیکند مرا شعرم به حرف اول اسمت که میرسم پریشانم خداوند نوای چاره سازم بزن چنگی به این سازت یک نفر[…]

32

گاهی به اشتباه خواب تو را میبینم کابوس تنهایی من شبیه نام و نشان توست گاهی اسم تو را بارها به اشتباه صدا میکنم و عادت فراموشی تو همیشه تکرار تلخ ترین حادثه هاست برای من گاهی گریه بغض می شود نه میبارد … نه حرف میزند و کاری به[…]

به اشتباه

xxzz

شاید منم مثل تو باشم آشفته خیال تو را داشته باشم تنهاییم را سردتر با ترس فردا بخوابم پناه گرم دستانت را نداشته باشم … تنهایی همدرد شب نشین ترس من است اشک هم نامرد تر از گله های بغض من است … وای بر من تو را کم داشته[…]

خیال آشفته

61

همان جایی که رفته بودی تنها تر از خلوتی که با تو داشتم اشکهایم غصه ای را تلخ میخوردند … همان جایی که رفته بودی گوشه ای دنج دورتر از خیالت آرام نفس میکشم … به یادت روزها ماه ها شاید سالهاست دیر میگذرد زمان جدایی … تو آمدی …[…]

دیر امدی

37

سکوت تاب حرفهایم را ندارد ناگفته ها… مثل … آه خوابم نمی برد … یادم نمیرود مثل این شب بی صدا قدم میزنم خلوت شب را در کوچه ها انسان بودن زیباست…؟ نفس کشیدن دردی سخت…! لطفا سکوت… مردی راه می رود بی دلیل با دلتنگی ها… از روزگار نفس[…]

مرد تنها

87

می روی… خیره به دور تو را نگاه میکنم می نشینم گوشه ای من اشتباه میکنم… تو را صدا میکنم… می روی…؟ می رسی…؟ می مانی…؟ و تو دوری… و منم خیره به دورتر با خودم آهسته می گویم دیگر تو را نمیبینم… مرا نمی بینی…؟ …/ سیده پریسا میرنظامی[…]

تو را صدا میکنم

98

شاید اینبار به فکر تو با دستان تو مینویسم تمام خستگی هایت را آویزان کن به بند دلم می رویم گوشه ای دنج دورتر از خیال دنیامان هوای دگری از همان در همیشه ناپیدا ما را بیدار بیخوابی میکند شب چرا میگذرد چرا وقتی که هست و باید باشد زمان[…]

هوای دگر

89

سایه های شب بالای سرم میچرخند در خواب و بیداری وشب نبود انگار به بعد ۰۰:۰۰ میگفتند صبح شده است اما همه جا تاریک ، دلگیر ، چقدر شب کوتاه بود چقدر دلتنگی زیاد بود سایه ام بود …! سایه ای از من که سرگردان به دور خود می پیچید[…]

زمان نا معلوم

35

رسم روزگار ما این است من که سالها با غرورم زندگی میکنم و تو ، بدون من … گم نمیکنیم همدیگر را ، داستانمان جدا میشود از دستهای یکدیگر همه میگویند این زمستان فرقی با بهار نمیکند امروز هم باران تا مرز جنون از میان آن همه ابر خودش را[…]

آن ماهی قرمز کو چک

11

باید حواسم را خوب جمع کنم تا دیگر حواس پرت نباشم … همیشه این طور است …! نه .. شدنی نیست بارها چیزهای مهم یادم می رود این که امروز خوب باشم و شب به موقع بخوابم و صبح فردا دلتنگ کسی نباشم یادم می رود گاهی تو را ندارم[…]

غرق می شوم

31

خاطرات مرا تا خاطرت می کشاند گفت و گو خواهیم کرد و از سر اتفاق لبخند خواهیم زد چشمان خیره ، گیج ، لرزش قلب فواره های بلند تا آسمان ، چمن های خیس و آدمها … و باقی آدمها که در حضور ما محو میشوند میخندم و تو به[…]

بغض های وارونه

34

در حال خودم بود ه ام در هر حالی که این روها به عادت تکرار میگذشت چرا وقتی به عادت میگذرد اتفاقی هم تو را میخنداند هم باعث اشک ریختن می شود جان ویلیامز عزیز چقدر شنیدن متن این اهنگ بی کلامت برای من گرامیست ” اولین قطعه از آلبوم[…]

عدالت عشق

0gja2itkzqk8

دیگران مرا به اسمی که او دوست داشت صدا میکردند آنها رفتنش را نفهمیدند … و عذاب کلمات بر گفتار آنها در واژه های اسمم هر روز تکرار میشد …/ پری مثل و عکس

اسمی به زبان او

32863663713641548425

سیاه قلم های من پلکی لابه لای سایه روشن ابر و خورشید است زمزمه میشود نام تو در این شعر سپید ای عشق… احساس ناب وجود گرم قلب بی تاب لبهایت را بدوز… تب هایت را بسوز یک لحظه برای تلخی تنهایی سکوت کن در این شب از امروز یک[…]

سکوت تلخ عشق

56364677173424809597

کاش این همه نبودنت به غروب خورشید ختم نمیشد هنوز میان ابرهای تیره تری بالای سرت زندگی میکنم میان ابرها منتظرم تا شاید به یاد من بی افتی کمی انتظار بکشی کمی صبر داشته باشی سرت را بالا بگیر مرد هوای گریه به چشمانت بالاترین نقطه آسمان پیش من است[…]

بغض دلتنگی

ccf (24)

خوابهایم را با ریسمانی به آسمان بافته ام اما… این آسمان رنگ نمیبازد نه به شب های سیاهش… نه سحر وقت طلوعش مهربانم چه شد…؟ غمگینی…! زمین سرد است…! خاص باید باشد… نوری از جنس هوای داشتنت چشمهایم آرام نمیگیرند… دلم بی قرار است این روزها و این شب ها[…]

نور امید

49

میپرسد چه چیزی تو را خوشحال میکند میگویم جدیدا هیچ چیز میگوید مگر میشود هیچ چیز در این دنیا دلیل ساده شادیت نباشد احمقانه جواب میدهم بله در حال حاضر هیچ چیز شاید اگر کمی زمان به عقب باز میگشت چند چیز وجود داشت اما حالا … شاید اگر زمان[…]

دلیل ساده خشنودی