8

عمق تاریک شب

ap1l_29

چشمهایم را که میبندم
فقط چشمهایش را میبینم
دو مردمک سیاه با صورتی محزون…، با لبخندی ملموس
با حواسی پرت از دنیا …
و قلبی از تلخی پر از اندوه
پریشانی بودنش در جسمش …،
در دستهای یخ زده اش در سرما …
چشمهایم را که میبندم
رو به رو میشوم با سایه ای سیاه
با حرفهایی سپید
با نگاه ثابتی که خیره نیست
چشمهایش را میبینم
در دو مردمک سیاه
عمق تاریک شب پیدا
دو ستاره ای که بی تکلیف چند سال نوری در سقوط اند

…/
چشمهای تو ستاره تنهایی شبهای من است

نویسنده : پری مثل ” سیده پریسا میرنظامی

دیدگاهی دارید؟