8

بی یار در بهار

68

چشمهای خیست را به رویا میسپاری
اشکهایت از پلکهای بسته هم میگذرد
گلبرگهای عاشق دفترم
هنوز عطر یاد تو را دارند
پری زاد قصه ی تو ام
اینجا همه آسوده خوابیدند
زمین را نمی شناسم
تو راه بهشت را به من نشان بده
چشمهای بی خوابم باز بی تاب تو میتابند
تنهاییت را این بار به من بسپار
عشق همیشه بی حرف و ثابت
دل به دل دیگران میدهد
دلم گواه است چشمهایم هنوز نگرانند
خدایا دری بگشا رو به این فصل بارانی
بگذار فصل کوچ ما همین بهار باشد

…/
نویسنده : سیده پریسا میرنظامی ” پری مثل

دیدگاهی دارید؟