9

به خودم باز نمی گردم

965

همه چیز سر جای خودش بود…
شهر ، خیابان ، خانه ، اتاقم ، میز
دفتر شعرهایم در کمد
و یک استکان قهوه
این بار چیزی تغییر کرده بود
قهوه ام دیگر سرد نیست… لبهایم سوخت
همه چیز سر جایش بود هنوز…
خاطرات تلخ ، ذهن پریشانم ، آفتاب دم صبح
مدتهاست در دفترم شعری نمی نویسم
تغییر لازم است
در کل همه چیز سر جای خودش می ماند
جزییات تغییر میکنند
و من … که فاصله گرفتم از تو و به خودم باز نمی گردم

…/
سیده پریسا میرنظامی
پری مثل

دیدگاهی دارید؟