8

انتظار بی پایان

روی سپیدی شعرهایم
شاپرکی بال می زد
رها… به سوی آسمان
ای سبک بال
جدا شده از پیله ی تنهایی
شاپرک با تو ام …!
که خط به خط شعرهایم را میخواندی
چه گفته ای به آسمان…؟


دلم بخند
او خبر ندارد از چشمهای غمگینت
منم شدم دیگران
یادی فراموش
شعری بر باد
شمعی خاموش
نامی در یاد
وانتظار بی پایان


شبی باد می وزید
از کنار خانه ام رد میشد
یادم بود در می زد
تو دلتنگ آمدی…!
و ماه مهمانمان شد
پری مثل و شاپرک و آسمان

…/
نویسنده : سیده پریسا میرنظامی ” پری مثل

دیدگاهی دارید؟