5

از پیچا / گربه نارنجی پارک

k8mw_12065849_873202042787153_980275738749542878_n

گربه نارنجی پارک از دور می آید می نشیند کمی آن طرف تر
گربه نارنجی پارک چشمهایش دو تیله روشن و سبز شبیه بهار است
و آن خط های مشکی کمرنگ بدنش سایه روشن نور به تابستان است
نیمه ای از بدنش شبیه برگ های پاییزی نارنجی و طلایی است
نیم تنه روی چانه اش تا نوک پنجه های جلویی پنبه ایش همچون زمستان پر برف و سرد
گربه نارنجی پارک خودش را لوس میکند تا نوازشش کنم
اگر لازم بود که اسمی داشته باشد تنها گربه نارنجی نباید باشد
حتما گربه ای میشد از فصل های پر از خاطره اسمی که هر فصل به حالش تغییر کند
کنار او می ایستم و گربه نارنجی پارک در پاییز میان آن همه برگ فرو ریخته
منتظر نوازشی سرش را مدام میچرخاند

…/

نویسنده و شاعر : پریسا میرنظامی “پری مثل ” parisa mirnezami

دیدگاهی دارید؟